Saturday, March 13, 2010


تنهایی همان بی تعلقی است و من که خواهان و طالب استقلال بوده ام توانسته ام در طول سال ها آن را به چنگ آورم.تنهایی چیزی است سرد وافسرده،ولی در عین حال خیلی خاموش و آرام و با عظمت،چنان خاموش و با عظمت مانند فضای سرد و خاموشی که ستارگان در آن به گردش مشغولند.

گرگ بیابان - هرمان هسه


12 comments:

zahra said...

تنهایی خیلی باشکوهه!!!

فورتونا said...

بــــا عظمت.

Ra. said...

با عظمت و خاموش!

عالی مث همیشه

Vishno-k said...

یعنی این پستتو که دیدم انگار یه کسی یه هدیه ی بزرگ بهم داده، رفتم به 5 سال قبل، اون روزای نابی که با لذت داشتم گرگ بیابان رو می خوندم و دقیقا لحظه ای رو که به این جمله هایی که نوشتی رسیدم رو یادمه، دقیقا همین تیکه رو توی دفترم یادداشت کردم،فوق العادست...اون سال نوشتن رو تازه شروع کرده بودم، یادمه یه داستانی نوشته بودم و توش از بعضی جمله های هسه استفاده کرده بودم... از این قسمت این جوری استفاده کرده بودم:‏
"براي او تنهائي واقعا حالت پيچيده اي بود هم ميتوانست آنرا دوست داشته باشد و هم از آن متنفر گردد . تنهائي براي دن – دن چيزي بود سرد وافسرده ولي در عين حال خيلي خاموش ، آرام و باعظمت چنان خاموشي و با عظمت مانند فضاي سرد و خاموشي که ستارگان در آن به گردش مشغولند . اما در عين اين زيبايي از تنها ئيش احساس نااميدي و دلسردي فراوان داشت . گاهي خود را پرنده اي ميديد که از سرماي زمستان و خاموشي تنهائي با چهره اي معصومانه روي زمين افتاده و شعله ي آخرين نفس هايش را با نا اميدي خاموش مي کند " البته این داستانو به هیچ کس نشون ندادم،چون کار خامی بود.‏

یک مالیخولیایی said...

ویشنو جان منم خیلی لذت بردم از خوندنش.واقعا چیز فوق العاده ایه

Mohamad Reza said...

تنهایی ... نمی دونم چی باید گفت!! جملاتی که اینجان قشنگن واقعا .. اما ... نمیشه به نظرم اینجوری نگاه کرد به قضیه! یعنی همیشه هر چیزی لذت خودشو داره .. اینکه تو تنهایی باشیم یا نه و برامون استقلال بیاره یا نه، بستگی به خیلی چیزا داره که مطمئنا واسه همه در همه شرایط صدق نمی کنه ... خیلیا تو تنهاییشون همه چیزو از دست دادن .. البته خیلیام با تنهایی به خیلی چیزا رسیدن ... جای بحث داره ...

Morteza said...

http://morynotes.blogspot.com

Morteza said...

merci, bien

Pemi said...

ولی گاهی وقتا عذاب آوره

zahra said...

ز تنهایی مگریز!
به تنهایی مگریز!
گهگاه
آن‌را بجوی و
تحمل کُن.
و به آرامش خاطر
مجالی ده!

Universal Emptiness said...

رفیق من تا حالا از هرمان هسه چیزی نخوندم ، به نظرت با این کتابش شروع کنم ؟

یک مالیخولیایی said...

یونی جان من خودم فقط همینو خوندم.ولی اگه از من می پرسی حتما بخونش،خیلی خوبه