Tuesday, December 15, 2009


نه،من آدم این جور زندگی کردن نیستم.مثل دوی استقامت می ماند.همه فقط و فقط می دوند.که اگر قرار باشد بایستند هیچ وقت نمی رسند.غصه ام می گیرد وقتی خودم را در بین این همه آدم می بینم.نمی توانم مثل آن ها باشم.من هیچ وقت نمی رسم!


7 comments:

مرثا said...

من همچنان دارم قدم زنان می رم، به امید اینکه ماجرای خرگوش و لاک پشت اتفاق بیفته.

یک مالیخولیایی said...

خدا کنه.چون منم دارم قدم زنان می رم

نویسا said...

منم...بی خیال //گاهی نرسیم بهتره

مریم صالح said...

دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدنه!!!!!!!!چقد حال میده آدم چرت و پرت و بی ربط بگه....

یک مالیخولیایی said...

جمله به این بزرگی!چرا میگی چرت و پرت؟
:D

Ra. said...

من که فکر میکنم ایستادم کلا

babak said...

شباهت های جالبی دیدم!

http://www.hozourenab.blogfa.com/post-116.aspx