لحظه مرگ هم باید مثل لحظه تولد باشد،فراموش شود از حافظه ی آدم.همانطور که یادت نمی آید کی آمده ای و طول می کشد تا بفهمی که یک موجود زنده ای،می میری و طول می کشد تا این را بفهمی.هر چه قدر آدم ها را صدا کنی،صدایت به گوششان نمی رسد.دستانت دیگر دستشان را گرمی نمی بخشد.اشک هایت را نخواهند دید و...بهترین کار این است که آدم قبول کند که مرده.و این گاهی وقتی هنوز نمرده ای اتفاق می افتد.وقتی برای کسی می میری.وقتی صدایت را نمی شنود،دستانت گرمی نمی بخشد.اشک هایت را نمی بیند.قبول کن که مرده ای.این بهترین کار است.
Sunday, June 20, 2010
Friday, June 18, 2010
بسیاری نمیدانند
- وقتی رژه میروند -
دشمن پیشقراولشان است.
صدایی که به آنها فرمان میدهد صدای دشمنانشان است.
آن که از دشمن سخن میگوید
خود دشمن است.
پس از قیام هفده ژوئن
سخنگوی کانون نویسندگان دستور داد
در خیابان استالین اعلامیههایی پخش کنند
که روی آنها نوشته شده بود:
ملت اعتماد دولت را از دست داده است
و آن را تنها با کارِ مضاعف
دوباره به دست خواهد آورد.
آیا سادهتر نبود که دولت
ملت را منحل میکرد
و ملت دیگری برای خود برمیگزید؟
"برتولد برشت"
- وقتی رژه میروند -
دشمن پیشقراولشان است.
صدایی که به آنها فرمان میدهد صدای دشمنانشان است.
آن که از دشمن سخن میگوید
خود دشمن است.
پس از قیام هفده ژوئن
سخنگوی کانون نویسندگان دستور داد
در خیابان استالین اعلامیههایی پخش کنند
که روی آنها نوشته شده بود:
ملت اعتماد دولت را از دست داده است
و آن را تنها با کارِ مضاعف
دوباره به دست خواهد آورد.
آیا سادهتر نبود که دولت
ملت را منحل میکرد
و ملت دیگری برای خود برمیگزید؟
"برتولد برشت"
Tuesday, May 11, 2010
و ما به شما یاد می دهیم
که چه چیزی را ندانید
و کدام خاطره ای خوش تر است.
خواب دیدن
اینطوری که شما می بینید
اصلا به صلاحتان نیست.
اشک
اینطورها که شما می ریزید - قطره قطره - اصلا معنا ندارد.
به غلغل چشمه نگاه کنید
مگر از اندوه است؟!
و ما به شما یاد می دهیم
که چه رویاهایی چه زمان هایی خوش تر است
در صورت مردودی
البته چاره نیست
به جهنم نیز می روید.
پایان تنفس!
به سلول هایتان برگردید.
"شمس لنگرودی"
Monday, May 3, 2010
بعضی از آدمها هم هستند که اصلا حسابگر به دنیا می آیند.آدم ها برایشان حکم عدد را دارند،رابطه ها حکم جمع و تفریق.از این آدم ها باید دور شد.راحت معامله ات می کنند.کافی است حساب سود معامله از زیانش بالا بزند.
Monday, April 19, 2010
همواره زمانی فرا می رسد که باید میان تماشاگر بودن و عمل یکی را برگزید.این معیار انسان شدن است.
افسانه سیزیف - آلبر کامو
Thursday, April 8, 2010
بچه ها خوشبخت هستند،چون اینطور خیال می کنند،چون هنوز فرصت نکرده اند آدم های زیادی را ببینند.آن ها آن چه که دارند را با آن چه دیگران دارند مقایسه نمی کنند.شاید هم واقعا خوشبخت نباشند ولی احساس خوشبخت بودن،برایشان خوشبختی واقعی به بار می آورد.
Monday, April 5, 2010
اگر یک وقتی قدرت خدایی پیدا کنم،اولین کاری که انجام می دم اینه که خدا رو تبدیل می کنم به آدم،تبعیدش می کنم به زمین و محکومش می کنم به این که باقی عمرشو کنار آدمها زندگی کنه.
Thursday, April 1, 2010
جالب است،در این دنیای مجازی انگار همه سعی دارند خود را به آدمهای ناشناس بشناسانند در حالی که می کوشند ناشناس بمانند برای آنهایی که می شناسندشان.
